توسعه مخرب

چند سالیست که در کشورمان بحث گسترش علوم پیشرفته مطرح شده است.اگرچه این امری ست بسیار خوشایند اما باید در توسعه و پیشرفت بسیاری از نکات را مدنظر قرار داد تا مبادا این پیشرفت در علوم تبدیل به معضلی بزرگ برای کشور نشود.دقیقا بحث ما بر همین است که چگونه پیشرفت علوم ممکن است تبدیل به معضل بشوند! اگر کشور را به طور کل یک سیستم در نظر بگیریم اولین نکته ای که با عنایت به تفکر سیستمی به آن میرسیم بحث پیشرفت متقارن و همسو با سایر اجزای سیستم است. اکثر اندیشمندان علوم را به دودسته کلی انسانی و تجربی مجزا میکنند که میتوان هر کدام را به یک سیستم مجزا با زیرمجموعه هایی تقسیم کرد که در عین حال بسیار مرتبط با یکدیگرند و پیشرفت هر کدام موجب دست آوردهایی برای آن سیستم کل(کشور) میشود . خیل عظیم مقالات و بعضا دست آوردهایی که از طریق رسانه ها به گوشمان میرسد؛ دیگر اینکه ایران از نظر تولید محتوا و مقالات علمی در رتبه پانزدهم جهان جای گرفته باعث خوشحالیست اما اگر بدانیم که ایران از نظر همکاری جوامع علمی با صنعت در گروه پنجاه کشور اول هم قرار نمیگیرد و دانشمندان ما به محققین بی مزد و مواجب برای صنایع پیشرفته سایر کشورها تبدیل شده اند ما را به تامل در این نکته که اشکال در کجای کارمان است بازمیدارد. خودرویی را درنظر آورید که سیستم فنی و رانشی آن بسیار پیشرفته طراحی شده اما سیستم کنترل و هدایت آن به خوبی و دقت توان فنی آن نیست؛ نتیجه این تلاش ناقص و غیر هماهنگ خودرویی ست با کارآیی پایین که توان حقیقی آن فدای طراحی عقب مانده قسمت های دیگر میشود. اختصاص بودجه های هنگفت برای راه اندازی صنایع سنگین مونتاژ محور،عدم توجه و اختصاص سرمایه اندک برای کاربردی کردن مقالات و ایده ها؛ کم کاری در بالا بردن کیفیت تولیدات داخلی به منظور رقابت با کالاهای خارجی و ایضأ فرهنگ سازی ضعیف برای تشویق مردم به استفاده از محصولات کشورمان، مشکل را دوچندان کرده است. اگر به سیر پیشرفت علوم در کشورهایی که در رتبه های برتر صنعتی و دانشگاهی قرار گرفته اند نظر اندازیم متوجه خواهیم شد که این صنایع و علوم با دانش وارداتی و بودجه های هنگفت نفتی شکل نگرفته؛ در جریان فرود اولین انسان بر خاک ماه، تمامی تحقیقات در چند مرکز محدود دولتی و یا چند دانشگاه خاص انجام نگرفت بلکه در پیش از پنج هزار مرکز علمی در سراسر خاک امریکا و با مدیریتی سیستماتیک بر پیشبرد متوازن علوم مربوطه در بخشهای مختلف این مهم حاصل گردیده. این نکته ضرورت ایجاد زیرساخت های علمی به طور گسترده و منطقی را گوشزد میکند. در نبود این زیرساخت ها و وجود صنایع عقب مانده و محافظه کار که اکثرا در دست دولت است نمیتوان پاسخ گویی کنجکاوی های علمی دانشمندان و جاه طلبی های البته به جای آنان بود. آنگاه پدیده شوم فرار مغزها گریبانمان را خواهد گرفت که ایران امروز ما رتبه اول را به خود اختصاص داده. این نتیجه همان پیشرفت ناقص و ناموزونی ست که در اثر فقدان یک برنامه جامع رخ میدهد. این مشکل تنها در علوم تجربی و ریاضی نیست بلکه در علوم انسانی هم مشکلاتی بسیاری ست اما به شکل و ماهیتی متفاوت چرا که ماهیت علوم انسانی متفاوت است. معضلاتی که علوم انسانی با آن دست به گریبان است بیشتر شامل سرکوب ایدئولوژی های تازه و چنگ زدن به اندیشه های کهنه میشود. کسانی که در رأس یک نظام فکری میباشند و از ورود اندیشه های ناب و بدیع به وحشت می آیند؛ همانانی هستند که تونایی تولید خوراک فکری متناسب با ذائقه فکری نسل جدید را ندارند و خود و منافع خود را که با تحجر ورزی و ارزش گذاری کاذب برایشان به دست آمده در خطر میبینند و ترس تا مغز استخوانشان نفوذ میکنند. اینان فکر و دست خود را تهی می یابند و به سرکوب اندیشه های بدیع مخالف روی می آورند.
اگر بیشتر تامل کنید مشکل علوم انسانی دقیقا عکس علوم تجربی ست؛ به این شکل که سیستم اول، از بسته بودن و عدم برون روی انرژی رنج میبرد و سیستم دوم از خروج پیش از حد…
حال اگر مابین این دو سیستم کل که نظام فکری کشور را تشکیل میدهند تبادل انرژی صورت نگیرد چه رخ میدهد؟ یا بهتر بگویم چه فاجعه ای رخ میدهد؟؟ بیایید به سرنوشت اتحاد جماهیر شوروی که اولین انسان را به فضا فرستاد اما کتابخانه ها را بست نگاهی بیندازیم. در همان زمان بلوک غرب با شعار آزادی بیان و اندیشه و اقتصاد آزاد به تبادل صحیح انرژی در سیستم خود کمک کرد و به سرنوشت شوروی دچار نشد. در جریان توسعه، علوم مختلف به جای نفی یکدیگر به استخراخ هم پرداختند. اگر بگوییم توسعه ناهمگون و نبود یک چرخه صحیح تبادل انرژی موجب فروپاشی شوروی شد حرفی دور از حقیقت نزده ایم.
احتمالا متوجه شباهت آنچه امروز در کشورمان میگذرد با آنچه دیروز در شوروی گذشت شده اید. البته نه به آن شدت اما به همان مخربی. در آخر اینکه «ملت ها با علوم تجربی و ریاضی، قلمروشان را گسترش میدهند و با علوم انسانی از آنچه دارند دفاع میکنند». متاسفانه در کشور ما به علوم انسانی کم لطفی شده است و این کم لطفی در اثر سوتفاهم حاکمان امروز ایران است. که البته در آینده ای نه چندان دور، فوران آن همه انرژی سرکوب شده را شاهد خواهند بود اما دیگر مجالی برای هدایت آن نخواهند داشت…

تعارف نکن! یه چیزی بگو...!

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s